نام برنامه : دشت لاله واژگون خوانسار
مشاهده جزییات تصویر
نام سرپرست : اقای اسماعیل حیدری
تاریخ برنامه : ۲۳/۲/۹۰ روز جمعه ساعت ۴ از ایران فیلم ازادی
اثر طبیعی ملی لاله واژگون با مساحتی بالغ بر380هکتار در سال 1375طی مصوبه شماره 150 مورخ 27/11/75شورایعالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست.
موقعیت جغرافیایی:
این اثر با 3554657 تا 3556614 عرض جغرافیایی و 438183 تا 440971 طول جغرافیایی در بخش فارسان استان چهار محال بختیاری واقع گردیده است.
ویژگیهای منطقه:
لاله واژگون گياهي چند ساله با گلهاي بسيار زيبا از خانواده سوسن است . گلدهي لاله هاي واژگون در ماه ارديبهشت میباشد و هر ساله هزاران نفراز مردم علاقمند را به تماشا از نقاط دور و نزديك استان و خارج از استان به سوي خود جلب مي نماید. از مهمترین گونه های گیاهی به غیر از لاله واژکون میتوان از کرفس کوهی واز گونه ها-ی جانوری میتوان از کل و بز و پلنگ نام برد. گویند این گل در آن زمان که گلوی سیاووش پاکنهاد با تیغ تیز گرسیوز خونریز، آن پلید دژخیم بدنهاد، آشنا میشد، شاهد ماجرا بود. از پس آن اندوه، گلگونه رخ، سر به زیر افکند تا آرام آرام اشک بریزد بر بیگناهی سیاووش.
گل لاله واژگون با نام علمی (Fritillaria) گیاهی است دیدنی که در هوای لطیف مرغزارهای سرسبز کوهسارهای سربلند و مغرور ایرانزمین میروید. جایجای این خاک گهرخیز هنرزا، سرشار از دیدنیهایی است که در پهنهسار گیتی اگر یگانه نباشد، کمیاب و نایاب است.
در پاوه و اورامانات هم به این گل اشک سیاوش میگویند. لاله واژگون در نقش سرستونهاي ساسانيها هم در موزه طاق بستان در كنار نقش پادشاه ساساني ديده ميشود.
یکی از جایگاههای رویش این گیاه زیبا، گلستانکوه در نزدیکی خوانسار است که این یادمان بیگناهی سیاووش را در دل خود برای آیندگان پاس داشته است. از پس زمستان با سرمای دلنشین و برف فراوان، آنک در بهار و درآغازین روزهای اردیبهشت، که ایران بهشت گیتی میگردد و خاکش رشک فردوس برین، سراسر گلستانکوه سرشار از گیاهان خوشبو و سودمندی، مانند آویشن و موسیر و گون است که هرکدام داروی بیماری و درمان دردی هستند.
دانشمندان دوازدههزار نوع گونه گیاهی را در ایران شناسایی نمودهاند، که حدود پانزده درصد آن منحصر به ایران بوده و در هیچ کجای جهان، به طور طبیعی رشد و نمو ندارند. اين گياه نخستين بار در سال 1576 ميلادي به وسيله جهانگردان اروپايي از ايران به اتريش برده شد و در باغهاي ثروتمندان و خاندان سلطنتی پرورش يافت. ازسده 19 ميلادي كشت آن در هلند نيز رواج يافت. نكته جالب توجه و تاسفبار اينكه در ايران بيش از 170 گونه لاله به طور طبيعي رشد و نمو ميكند، حال آنكه هلند به سرزمين لالهها مشهور است. ارتفاعات لرستان و بختیاری و بخشهایی از مناطق همجوار این دو استان عمده ترین رویشگاه لالههای واژگون هستند
در کنار دیدن این لالههای بیمانند، سرچشمه زیبا با درختان کهنسال تناور و عسل بسیار گوارا و سودمند خوانسار را فراموش نکنید. لالههای واژگون یکی از ۱۲ هزار گونه گیاهی شناسایی شده در کشور است که زیباییی آنها نفس را در سینه حبس کرده و کمتر کسی است که آرزوی دیدن آنها را در آغازین فصل سال نداشته باشد.
بیش از ۱۵ درصد گونههای گیاهی ایران منحصر به فرد بوده و به عبارت دیگر در هیچ کجای دنیا به صورت طبیعی رشد و نمو نمیکنند.
لالههای واژگون نیز یکی از گیاهان مشهور ایران است که موسم گلدهی و جلوهگری آن فرا رسیده است.
در میان لالههای ایران، لاله واژگون از شهرت و زیبایی منحصر بفردی برخوردار است و همه ساله عدهای برای تماشای این جلوه طبیعی کم نظیر راهی دامنه های زاگرس میشوند.
گلستان کوه در خوانسار، ارتفاعات اشترانکوه لرستان و کوههای صمصامی در چهار محال و بختیاری بیشترین انبوهی از این گلها را در خود جای داده اند.
این گل در ارتفاع ۱۵۰۰ متر بالا پراکنش دارد و تحت تاثیر دمای هوا از اوایل بهار در نواحی شمالی زاگرس و در نزدیکی خوانسار شروع به شکوفایی میکند و در مناطق جنوبی در اواسط تابستان به گل مینشیند.
لاله واژگون که با نامهای لاله سرنگون و اشک مریم نیز شناخته میشود، ۱۲۰ سانتیمتر از سطح زمین ارتفاع دارد.
این گیاه با گلهای زنگولهای درشت به رنگ نارنجی مایل به قرمز به طرز زیبایی از داخل بانوشگاههای سیاه رنگ روی زمینه سفید آرایش یافتهاند.
این گل سازگاری زیادی با دامنه های سنگلاخی و صخرهای دارد و در صورت عدم تخریب به واسطه دام و انسان حتی ۱۰ هزار شاخه از آن را در یک دشت میتوان مشاهده کرد.
چرای احشام، تخریب زیستگاه برای ایجاد اراضی کشاورزی، برداشت مستقیم این گیاه و عرضه به بازار مهمترین عوامل تهدید لاله های واژگون است.
این گیاه نخستین بار در سال ۱۵۷۶ میلادی به وسیله جهانگردان اروپایی از ایران به اتریش برده شد و در باغهای افراد ثروتمند پرورش یافت.
شیوه پرورش لاله واژگون در باغها و گلخانهها در سطح وسیعی از اروپا رواج دارد در حالی که این گل در فلات ایران به طور طبیعی رشد و نمو میکند و این مساله ضرورت حفاظت این گونه گیاهی در ایران را بیش از پیش میکند.
برخی محققان معتقدند، گل لاله ابتدا از ایران به قسطنطنیه برده شد و بوس بکیوس سفیر امپراتور روم بذر لاله را از قسطنطنیه به وین انتقال داد. پس از آن اروپاییان با این گل زیبا آشنا شدند و از قرن ۱۹ میلادی کشت آن در هلند نیز رواج یافت.
نکته جالب توجه اینکه در ایران بیش از ۱۷۰ گونه لاله به طور طبیعی رشد و نمو میکند، حال آنکه هلند به سرزمین لالهها مشهور است.
شرح برنامه :
درساعت اولیه روز جمعه 23/2/90 با اطمینان پیدا کردن از حضور همه اعضا ثبت نام شده در ساعت 4:25 تهران میدان ازادی را به مقصد خوانسار ترک نمودیم . تعداد ما 80 نفر بود که دو نفر از دوستان ما حاضر نبودند و نتوانستند با ما همراه باشند و ما با 2 اتوبوس با تعداد 78 نفر به را ه افتادیم . اولین توقف ما در ساعت 5:5 عوارضی رباط کریم و دومین توقف در ساعت 5:40 عوارضی سوم جاده ساوه بود . دوستان به دلیل اینکه صبح بسیار زودی جهت به موقع رسیدن به محل قرار بیدار شده بودند ، اکثریت در خواب بودند. تا ساعت 7:10 عده ای هم بودند که از مناظر اطراف دیدن و با یکدیگر صحبت میکردند . تا اینکه درساعت 7:30 در بوستان نماز شهر دلیجان جهت صرف صبحانه و استراحت توقف کوتاهی داشتیم . با گرد هم امدن دوستان جهت شنیدن توضیحات سرپرست برنامه به مدت 45 دقیقه در این بوستان اقامت و درفضای بسیار مطبوع و خنک ان ساعت از روز با لذت صبحانه را میل نمودیم . در ساعت 8:25 همه اماده حرکت بودند . دربین راه ما ازآستان مبارک امازاده احمد ابن عباس در شهر دلیجان گذری داشتیم . درساعت 9 شهر دلیجان را با بافت قدیمی ، کهن و درختان کوتاه و بلندش ترک کردیم . با توجه به تابلو های راهنمایی اطراف بزرگراه ما در 25km گلپایگان و 45km شهر خوانسار قرار داشتیم . در حدود 20km شهر گلپایگان در اطراف جاده معادن سنگ زیادی وجود داشت که مشغول استخراج سنگ بودند که جهت کارهای ساختمان و سنگ ساختمان فعالیت میکردند و معدن سنگ گچ نیز مشاهده میشد . با نزدیکتر شدن به شهر خوانسار از فضای کویری و سنگلاخی گلپایگان به فضای سبز و پر روح و نشاطی وارد میشدیم . کم کم وارد منطقه ای از شهر شدیم که بافت بسیار قدیمی داشت و اهالی ان جا همه بومی بودند و تعداد بنای نو ساخت نیز دیده میشد و به ان گلشهر میگفتند . پس از مدتی به شهر تی جان و به همان ترتیب فرعی هایی که ما به شهرهایی مثل صفا دشت، مهر اباد ، تیجره و روستای قودچان هدایت میکردند ، رسیدیم . با هماهنگی قبلی در محله چشمه اخوند خوانسار (بلوار نماز) اقای حمید معصومی را ملاقات کردیم که ایشان زحمت راهنمایی ما در شهرخوانسار از ابتدای شهر تا محل برگزاری جشن عسل و دشت لاله های واژگون را بر عهده داشتند (باز کردن این نکته که اقای حیدری نیز جهت اجرای برنامه یک هفته قبل از این محل دیدن کردند و منطقه را برای اجرای برنامه چک کردند ). در بین راه ما در سمت راست خود کوه هایی را مشاهده میکردیم. کوه قبله که از هر جای شهر می ایستادیم رو به قبله بود و نماز گران دچار مشگل نمیشدند که به سی لو کوه یا همان کوه سیل معروف است که بر اثر اب شدن برف که مقداری از ان هنوز بر روی کوه بود، در این فصل از سال از طریق شیارهای و مسیر های ابرفتی کوه به سمت روستا ها سیل جاری میشود . به این خاطر به این نام معروف شده که با راهنمایی این ابها حاصل از سیل و جمع اوری ان سدی را احداث کردند که حجم و ظرفیت ان حدود 6*10 به توان 6 (متر مکعب) تخمین زده شده است و رنگ بسیار جالب و فیروزه ای ان همه نگاه ها را به خود خیره کرده بود گویی که در ان کاشی های فیروزه ای تیره تعبیه شده باشد . در سمت چپ ما ازبتدای بلوار تا محل برگزاری نمایشگاه و جشن عسل سنگ های شیپ فراوان دیده میشد که در نقطه ای چشمه ای جوشان نیز مشاهده میشد . دانشکده علوم ریاضی و کامپیوتر تنها مکان علمی در مسیر ما بود که زیر نظر دانشگاه صنعتی اصفهان مدیریت میشود . درختان چاغاله بادام یا همان زرد الو بسیاری وجود داشتند که دوستان از ان بی نصیب نماندند .
در ساعت 11:10 به منطقه ای رسیدم که از دور انگار خال هایی بر رنگ قرمز نارنجی و با نزدیکتر شدن رنگ زرد نیز مشهود میشد . این همان دشت لاله های واژگون بود که زیبایی خاص و حالت فیزکی خود چشم صد ها نفر را به خود را در ان لحظه خیره کرده بود . جمعیت زیادی به دلیل خرید عسل و دیدار از نمایشگاه عسل به ان منطقه امده بودند . در وصف زیبایی گیاه هر چه بگویم کم گفته ایم همان بسکه چشم را مینوازد و دل و جان را محو طبیعت میکند . ما در حود 13:05 در مسیر دشت یباده روی کردیم و از مناظر اطراف و گیاهان مثل پیاز و تره کوهی که عده ای مشغول کندن ان ها بودند دیدن کردیم . با ممانعت مامورین حفاظت محیط زیست از ادامه مسیر بازماندیم و به سمت اتوبوس ها راهی شدینم که این کار فقط به جهت حفظ طبیعت زنده صورت میگرید و ما با کمال میل با گرفتن چند عکس یادگاری در ساعت 13:10در اتوبوس ها به سمت سر چشمه راه افتادیم . درساعت 13:45 در سرچشمه در یک محل سرسبزدر کنار هتل زاگرس بساط ناهار پهن شد و دوستان پس از صرف ناهار و دیدن نمایشگاه صنایع حصیری و دستی ان منطقه در ساعت 14:55و با جمع شدن همه و اطمینان از سوار شدن همه اعضا در ساعت 15 سرچشمه را به مقصد ارگ گوگد ترک کردیم . در ساعت 3:45 به ارگ رسیدم .
ارگ گوگد دومین بنای خشت و گل ایرانی یکی از بزرگترین بنای خست و گل ایران میباشد . که به شماره 2574 در فهرست اثار ملی به ثبت رسیده است و در تاریخ و زمان ساخت ان به چهار قرن پیش نسبت داده شده ولی سند مکتوبی که از این بنا موجود است حود یکصد و پنجاه سال پیش ثبت گردیده است و نشان میدهد نصف بنای ارگ توسط شخصی بنام علیخان به عنوان مهریه به همسرش واگذار شده است ارگ گوگد در مسیر جاده ابریشم قرار گرفته است و در ساختمان ان وجود طبقات پایین و بالا بیانگر نظام طبقاتی در اجتماع ان روزگار میباشد . به صورتی که استربان در طبقه پایین و بازرگان و افرا شاخص در طبقه بالا مسکن میگزدند . به همین دلیل در زمان صلح به عنوان کاروانسرا و درزمان جنگ به عنوان دژ نظامی مورد استفاده قرار میگرفته است . سوراخ هایی بروی دیوار های مرتفع وجود دارد که از ان به عنوان سیستم امنیتی هشدار دهند ه استفاده میگردید . به این صورت که کبوتر ها در این سوارخ ها اسکان میدادند که شب ها به هنگام حمله و دراصطلاح پاتک های شبانه با بیقراری و سرو صدای این کبوترها متوجه ورود مهاجمین توسط قلاب با نردبان میشدند . بروی درب وردی شمالی قسمتی به عنواان شاه نشین وجود دارد که هم اکنون به عنوان مسئولیت ویژه مورد استفاده قرار میگرید . حوض ابی در این شاه نشین وجود دارد که هر زمان درب توسط مهاجمین اتش زده میشده است و محافظین با تخلیه اب حوض اتش را خاموش می کردند . برروی درب های ورودی ارگ دو درب کوب وجود دارد . بزرگتر را مرد کود و کوچتر را زن کوب مینامد که برعکس بقیه مناطق ایران زن کوب در سمت راست قرار دارد و از طرفی چاهی درضلع جنوب شرقی ارگ وجود دارد که نشان میدهد برای روزها ی مقاومت و یا محاصره فکر اب نیز شده است و همچنینی کوزه های و خمره هایی که محل نگه داری ارد وبرنج و میوه و خشکبار با ندازه های بسیار بزرگ و ترازو هایی که به ان ها قپان های بزرگ میگفتند و نیز در مسیر عبور و راهرو ها و حیا ط ارگ برا ی بازدیدکنندگان در معرض دید قرار داده بودند .
در این میان بوستان نیز با گرفتن عکس های یادگاری و تفرح و گردش در مسیر ها و پله های باریک و تاریک ارگ در ساعت 16:55 این بنای عظیم تاریخی را ترک کردیم . حال ما درسیر برگشت به تهران و مبدا خود میباشیم . در تمام طول مسیر برگشت دوستان در هر دو اتوبوس با اجرای زنده موسیقی توسط اقایان حامد جلائی نوازنده ویلون ، اقای علی بابایی نوازنده ضرب و تنبک و اقای ساروخانی نوازنده گیتار و هم نوایی دوستان خوش اواز با شعر های سنتی و کلاسیک خود لذت بسیاری از این برنامه بردند . ما در حدود ساعت 7:15 در پمپ بنزین سلفچگان بودیم . در انجا همه دور هم جمع شدیم و نامزدی دوست همنوردمان اقای وحید مهربانی را تبریک گفتیم و برای ایشان و همسرشان خانم زهره حقی زندگی سبزی را ارزو کردیم .
در اخرپس از 18 ساعت از سفر پرخاطره و شیرینمان گذشت و ساعت 22:25 روبه روی این فیلم ازادی همه دوستان پس از قدردانی از سرپرست که زحمات زیادی برای این برنامه کشیدند خداحافظی کردند و به سوی مقصد خود به راه افتادیم .
با دیدن لاله های واژگون با زهم طبیعت درسی به ما اموخت :
مثل برگهای پر پیچ و خم ان در مسیر پر پیچ و خم زندگی سبز و پر نشاط باشیم و دراوج سروری افتاده مثل گل های زیبای رو به زمین لاله
نویسنده این گزارش برنامه خانم گلناز فتحی لیلی
عکسهای برنامه
http://www.photohost.info/public/viewset/1057
+ نوشته شده توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی رهرو در یکشنبه یکم خرداد 1390 و ساعت
0:22 |